بث، کالوین و پسرشان کنراد در عواقب مرگ پسر دیگر زندگی می کنند. کنراد با غم و اندوه و احساس گناه نابجا تا حد اقدام به خودکشی غلبه می کند. او در حال درمان است. بث همیشه برادرش را ترجیح می داد و در حمایت از کنراد با مشکل مواجه بود. کالوین بین آن دو گیر افتاده است که سعی می کنند خانواده را کنار هم نگه دارند.