رنت فاینا در 10 سال گذشته هیولاها را شکار کرده است. متأسفانه، او در کار خود عالی نیست، هر روز چند سکه به شکار لجن و اجنه می پردازد. شانس او با پیدا کردن یک مسیر کشف نشده تبدیل می شود. در انتهای مسیر، او با مرگ خود در اژدهای افسانه ای روبرو می شود. اما، او به عنوان یک کیسه استخوان مرده از خواب بیدار می شود! او برای رسیدن به تکامل وجودی و پیوستن مجدد به سرزمین زندگان تصمیم می گیرد.