مورفی، پلیس بومی آمریکایی، برای پیدا کردن مردی گمشده وارد منطقهای دورافتاده در داکوتای جنوبی میشود و سرنخها او را به چند شخصیت با زندگیهای کاملاً متفاوت میرسانند. در سوی دیگر، سناتوری بیمار و همسرش در مسیر بازگشت به خانهاند و زن جوانی به نام مایا نیز در آمریکای مرکزی با جامعهای بومی زندگی میکند. روایتها در فاصلههای جغرافیایی زیاد پیش میروند اما با موضوع زمین، استعمار و افرادی که میان جهانهای فرهنگی مختلف قرار گرفتهاند پیوند دارند. جستوجوی مورفی به حادثهای قدیمی و رابطه جامعه بومی با دولت میرسد، در حالی که مایا با نشانههایی روبهرو میشود که مرز میان واقعیت و تجربه معنوی را مبهم میکنند. فیلم لیساندرو آلونسو داستان پلیسی خطی ارائه نمیدهد و با ریتم آرام، شخصیتها و چشماندازها را کنار هم میگذارد. «Eureka» درباره جستوجوی چیزی گمشده در معنایی گستردهتر است؛ آدمها دنبال فرد، خانه، هویت یا راهی برای عبور از تاریخیاند که هنوز در زندگی امروز حضور دارد. ارتباط میان روایتها بیشتر از پاسخ صریح، از تصویر و تجربه مشترک شکل میگیرد.