پیلجو مردی سالخورده است که از زوال عقل رنج میبرد و میداند زمان کمی برای انجام کاری دارد که دههها در ذهنش نگه داشته است. در دوران اشغال ژاپن بر کره، خانواده او قربانی همکاری چند فرد کرهای با حکومت استعماری شدند و پیلجو سالها نام کسانی را که مسئول میداند حفظ کرده است. او تصمیم میگیرد پیش از آنکه حافظهاش کاملاً از بین برود انتقام بگیرد. برای رانندگی و همراهی از اینگیو، جوانی که در رستوران با او کار میکند، کمک میخواهد بدون اینکه در ابتدا هدف واقعی سفرها را توضیح دهد. اینگیو ناخواسته وارد زنجیرهای از قتلها میشود و پلیس نیز به رد خودرو نزدیک میشود. پیلجو هر بار باید میان حافظههای ناقص و مدارکی که از گذشته باقی مانده تفاوت بگذارد و نمیتواند مطمئن باشد همه نامهای فهرستش هنوز معنای قبلی را دارند. جوان همراهش نیز میپرسد آیا مجازات امروز میتواند جنایت هشتاد سال قبل را جبران کند. مردی که میخواهد پیش از فراموشی عدالت خودش را اجرا کند، باید با این احتمال روبهرو شود که حافظه هم میتواند مانند تاریخ ناقص و انتخابی باشد.