امیلی نوه دوروتی گیل از رویاها، رویاهای از هم گسیخته و احساس تزلزل ناپذیری که خود واقعیت در حال آشکار شدن است عذاب میکشد. با افزایش این آشفتگی ها، او به سمت یک دنیای سایه کشیده می شود - یک قلمرو تاریک و جادویی که نباید وجود داشته باشد. امیلی از طریق برخوردهای دلخراش و افشاگریهای سورئال، به میراث مدفون اوز دست مییابد که اکنون مکانی از ویرانه، تراژدی و وحشتهای غیرقابل توصیف است.