نیکلای گوگول پس از وقایع بخش نخست همچنان در روستای دیکانکا با قتلهایی مرموز و حضور «سوارکار تاریک» درگیر است. او همزمان با پروندهای شخصیتر روبهرو میشود: مدارکی درباره تولد خودش و مرگ برادرانش که نشان میدهد گذشته خانوادهاش با نیروهای ناشناخته ارتباط دارد. یکی از خطوط اصلی به افسانه «وی» و دانشجویی به نام خوما بروت مربوط میشود؛ مردی که باید شب را کنار جسد زنی جادوگر در کلیسا بگذراند و با موجوداتی روبهرو میشود که حلقه محافظ او را تهدید میکنند. گوگول میکوشد از نوشتهها، رؤیاها و تواناییهای عجیب خودش برای فهمیدن این پدیدهها استفاده کند، در حالی که پلیس محلی هنوز درباره نقش او در قتلها تردید دارد. «Gogol. Viy» ادبیات گوتیک و داستانهای نیکلای گوگول را در قالب معمای جنایی فانتزی بازآفرینی میکند. فیلم دوم سهگانه است و هم پرونده سوارکار را جلو میبرد و هم سؤال بزرگتری مطرح میکند: چرا گوگول میتواند چیزهایی ببیند که دیگران نمیبینند و راز تولدش چه ارتباطی با نیرویی دارد که دیکانکا را تهدید میکند.