ده سال پس از اینکه مرگ سیاه کشور را ویران کرد، خانواده ای فقیر برای جستجوی شرایط زندگی بهتر راهی سفر می شوند. در یک گردنه کوهستانی متروک، گروهی از دزدان قاتل بی رحم به آنها حمله می کنند. تنها کسی که نجات پیدا کرد سیگن 19 ساله است. او اسیر می شود و گروه او را به اردوگاه خود باز می گرداند. در اینجا او به زودی متوجه می شود که سرنوشتی بدتر از مرگ برای او در نظر گرفته اند و متوجه می شود که تنها امید او فرار است.