تیبو، رهبر ارکستر موفق، پس از ابتلا به بیماری سخت درمییابد برای درمان به اهداکننده نیاز دارد و همین جستوجو راز فرزندخواندگی او را آشکار میکند. او برادری به نام جیمی پیدا میکند؛ کارگری ساده و نوازندهای خودآموخته که زندگیاش هیچ شباهتی به جهان رسمی موسیقی ندارد. آشنایی این دو، در حالی که کارخانه شهر جیمی در آستانه تعطیلی است، رابطهای تازه میانشان میسازد و موسیقی به زبان مشترک دو برادری تبدیل میشود که تمام عمر از وجود هم بیخبر بودهاند.