بول پس از ده سال غیبت به شهر قدیمیاش برمیگردد و مستقیم به دنبال اعضای گروه جناییای میرود که زمانی خودش بخشی از آن بود. او یک هدف مشخص دارد: پیدا کردن پسرش و گرفتن انتقام از کسانی که خانوادهاش را از او گرفتند. دشمنان قدیمی با دیدن بول شوکه میشوند، زیرا تصور میکردند او دیگر هیچگاه برنمیگردد. مرد بدون توضیح کامل اتفاقهای گذشته، یکییکی سراغ افراد گروه میرود و از آنها اطلاعات میگیرد. در مرکز شبکه نُرم، پدر همسر سابق بول و رئیس تبهکاران، قرار دارد که میداند بازگشت داماد قدیمی میتواند رازهای ده سال قبل را آشکار کند. خشونت بول حسابشده اما بیرحمانه است و هر رویارویی بخشی از گذشته را روشن میکند. انگیزه او فقط مجازات مجرمان نیست؛ میخواهد بفهمد پسرش چه سرنوشتی داشته است. هرچه به نُرم نزدیکتر میشود، روشن میشود اتفاقی که باعث ناپدید شدن بول شد بسیار تاریکتر از یک اختلاف ساده در باند بوده است.