گارگی، معلم مدرسهای در چنای، زندگی سادهای همراه پدر، مادر و خواهرش دارد تا اینکه پدرش به اتهام مشارکت در تجاوز گروهی به کودکی بازداشت میشود. پلیس و رسانهها خیلی زود او را یکی از متهمان معرفی میکنند و خانواده در محله و محل کار با خشم عمومی روبهرو میشود. گارگی مطمئن است پدرش بیگناه است و برای دفاع از او سراغ وکیلی کمتجربه به نام ایندران میرود. شواهد اولیه علیه پدر قوی به نظر میرسند و حتی بعضی نزدیکان از خانواده فاصله میگیرند. گارگی با اصرار پرونده را دنبال میکند و تلاش دارد تناقضها و اشتباههای تحقیقات را پیدا کند. هر قدم او را به حقیقتی نزدیک میکند که ممکن است با تصویر خانوادگیاش همخوانی نداشته باشد. فیلم بر فشار اجتماعی یک اتهام سنگین، حقوق قربانی و حق متهم برای دفاع تمرکز دارد و گارگی را در موقعیتی قرار میدهد که باید بین وفاداری به پدر و پذیرش شواهدی که شاید برخلاف باورش باشند تفاوت قائل شود.