آبری پس از بستری شدن خواهرش کارن در بیمارستان به توکیو سفر میکند تا بفهمد چه اتفاقی برای او افتاده است. خیلی زود مشخص میشود نفرینی که از خانهای در شهر آغاز شده هنوز فعال است و هر فردی که با آن تماس پیدا کند میتواند آن را به مکان و افراد دیگری منتقل کند. در سوی دیگری از شهر، چند دانشآموز دبیرستانی برای شوخی وارد همان خانه میشوند و یکی از آنها پس از بازگشت رفتارهای غیرعادی نشان میدهد. همزمان در شیکاگو، خانوادهای که ظاهراً هیچ ارتباطی با ماجرای ژاپن ندارد با اتفاقهای ترسناکی در ساختمان محل زندگی خود روبهرو میشود. روایت سه مسیر مختلف را دنبال میکند که بهتدریج روشن میشود همگی به یک نیروی خشمگین و قدیمی مرتبطاند. شخصیتها تلاش میکنند منشأ نفرین را بفهمند، اما هر تماس تازه باعث گسترش آن میشود.