«The Killgrin» درباره میراندا است که پس از یک تراژدی شخصی صداها و سایههای نگرانکنندهای را تجربه میکند. مراجعه به یک درمانگر معنوی او را با این احتمال روبهرو میکند که چیزی تاریک به ترس و اندوهش متصل شده و هرچه اضطرابش بیشتر میشود، مرز میان آسیب روانی و تهدید فراطبیعی مبهمتر میشود. فیلم «The Killgrin» انگیزهها را مرحلهای معرفی میکند؛ «کیلگرین» مسیر شخصیتها را بدون اسپویل اصلی قابلفهم نگه میدارد. کشمکش «The Killgrin» فقط حادثهای بیرونی نیست؛ «کیلگرین» واکنش شخصیتها را هم بخشی از مسئله میسازد. در «The Killgrin» جزئیات در خدمت موقعیتاند؛ «کیلگرین» از توضیحهای خارج از مسیر اصلی دور میماند. لحن «The Killgrin» با موضوع هماهنگ نگه داشته میشود؛ «کیلگرین» تغییر فضا را از دل خود ماجرا میسازد. در «The Killgrin» مخاطب جایگاه شخصیتها را زود میشناسد؛ «کیلگرین» سپس همان شناخت را در موقعیتهای تازه آزمایش میکند. مسیر «The Killgrin» بر علت و پیامد تکیه دارد؛ «کیلگرین» اتفاقها را بدون پرش بیدلیل به هم متصل میکند.