لیلا سالها در خانهای در کوهستان جنوبی نیویورک زندگی کرده و خانواده، دوستان و ریتم روزمرهاش را حول همان مکان ساخته است. در «South Mountain» وقتی متوجه میشود همسرش رابطهای طولانی خارج از ازدواج داشته و قصد دارد زندگی دیگری را دنبال کند، نظم آشنای زندگی او ناگهان فرو میریزد. دو دختر خانواده نیز هرکدام مسیر خود را دارند و لیلا مجبور میشود برای نخستین بار آینده را بدون ساختاری تصور کند که سالها به آن تکیه کرده بود. فیلم به جای تبدیل خیانت به درگیریهای اغراقآمیز، روی روزها و هفتههای بعد از شکستن رابطه تمرکز میکند؛ زمانی که خشم، شوخی، دوستی و لحظات سکوت کنار هم قرار میگیرند. خانه و طبیعت اطراف بخشی از هویت شخصیت اصلی هستند و تغییر فصل با تغییر درونی او همراه میشود. روایت صمیمی اثر درباره زنی میانسال است که باید میان نگه داشتن گذشته و ساختن شکل تازهای از استقلال تصمیم بگیرد، بدون آنکه پاسخهای ساده یا فوری پیش پایش گذاشته شود.