در شهری آسیایی، شبکهای جنایی از کودکان و نوجوانان آسیبپذیر برای قاچاق اعضای بدن استفاده میکند و خانوادههایی که فرزندانشان ناپدید شدهاند پاسخ روشنی از پلیس نمیگیرند. پس از ربوده شدن کودکی، یکی از والدین تصمیم میگیرد خودش مسیر سرنخها را دنبال کند و به بیمارستانها، واسطهها و مراکز غیرقانونی میرسد. تحقیقات نشان میدهد شبکه فقط گروهی کوچک از آدمربایان نیست و پزشکان و تاجران بانفوذ نیز در آن نقش دارند. هر مرحله برای رسیدن به کودک، خطر افشای خانوادههای دیگر و قربانیانی را به همراه دارد که هنوز زندهاند. مأمور یا والد اصلی داستان باید میان نجات فوری یک نفر و جمعآوری مدارکی که میتواند کل شبکه را متوقف کند تصمیم بگیرد. زمان محدود است، زیرا کودکان پس از ربوده شدن به سرعت جابهجا میشوند. پرونده به نبردی علیه بازاری پنهان تبدیل میشود که در آن بدن انسان به کالا تبدیل شده و کسانی که از آن سود میبرند از ترس و فقر خانوادهها برای ادامه کار استفاده میکنند.