«میکمکس» کمدی فرانسوی ژان-پیر ژونه درباره بازیل است؛ مردی که زندگیاش دو بار به شکل مستقیم با صنعت اسلحه گره میخورد. پدرش در کودکی بر اثر مین کشته شده و سالها بعد گلولهای سرگردان در سر خود بازیل گیر میکند. پزشکان نمیتوانند بدون خطر آن را خارج کنند و او پس از مرخص شدن میبیند شغل و خانهاش را از دست داده است. گروهی از آدمهای عجیب و خلاق که در محل جمعآوری ضایعات زندگی میکنند او را میپذیرند. بازیل متوجه میشود دو شرکت بزرگ سازنده سلاح با حوادث زندگیاش ارتباط دارند و همراه دوستان تازهاش نقشهای برای روبهرو کردن این دو کارخانه با یکدیگر میکشد. اعضای گروه هرکدام توانایی خاصی دارند؛ از انعطاف بدنی تا محاسبه و ساخت وسایل از زباله. فیلم به جای انتقام خونین، از حقه، جاسوسی دستساز و طنز تصویری استفاده میکند. شهر صنعتی و ماشینآلات عجیب پسزمینه هجوی درباره تجارت جنگ میشوند و آدمهایی که جامعه کنار گذاشته، با خلاقیت جمعی قدرت شرکتهای عظیم را به بازی میگیرند.