آیزاک برونو اخترشناسی است که سالها به جستوجوی نشانهای از حیات هوشمند بیرون از زمین پرداخته و همین وسواس موقعیت حرفهای او را متزلزل کرده است. پس از کنار گذاشته شدن از پروژه دانشگاهی، او همچنان دست از تحقیق نمیکشد و با کلارا، هنرمندی کنجکاو و غیرقابلپیشبینی، آشنا میشود. کلارا داوطلب میشود در تحلیل دادهها به او کمک کند و حضورش شیوه خشک و کاملاً علمی آیزاک را به چالش میکشد. آنها شبهای زیادی را صرف بررسی سیگنالها و اطلاعات رصدخانه میکنند، در حالی که رابطه شخصیشان نیز آرامآرام شکل میگیرد. «Clara» از دل یک داستان علمیتخیلی، به موضوعهایی مانند تنهایی، ایمان، سوگ و نیاز انسان به پیدا کردن معنا میپردازد. جستوجوی سیارهها و نشانههای دوردست تنها مسئله علمی فیلم نیست؛ برای آیزاک، پرسش اصلی این است که آیا میتوان در جهانی بسیار بزرگ، چیزی پیدا کرد که نگاه او به زندگی و ارتباط با دیگران را تغییر دهد.