در واپسین ماههای جنگ جهانی دوم، ناو جنگی یواساس ایندیاناپولیس مأموریت محرمانهای انجام میدهد و قطعات بمب اتمی را به جزیره تینیان منتقل میکند. بیشتر خدمه حتی از ماهیت محموله خبر ندارند و پس از تحویل، کشتی بدون اسکورت راهی مأموریت بعدی میشود. زیردریایی ژاپنی آن را هدف قرار میدهد و ناو در مدت کوتاهی غرق میشود. صدها ملوان وارد آبهای باز اقیانوس میشوند و با کمبود قایق نجات، تشنگی، آفتاب، جراحت و حمله کوسهها روبهرو میشوند. مشکل بزرگتر این است که مأموریت کشتی محرمانه بوده و گزارش گم شدنش به موقع جدی گرفته نمیشود. کاپیتان چارلز مکوی تلاش میکند نظم میان بازماندگان را حفظ کند، در حالی که هر ساعت تعداد بیشتری از افراد توان ادامه را از دست میدهند. پس از نجات نیز ماجرا پایان نمییابد و مکوی با بررسیهای رسمی درباره مسئولیت غرق شدن روبهرو میشود؛ پروندهای که سرنوشت او را سالها تحت تأثیر قرار میدهد.