کریشنا چاری در خانوادهای سنتی و سختگیر برهمن بزرگ شده و پس از گرفتن شغل نرمافزاری به حیدرآباد میرود. او در محل کار به همکارش وریندا علاقهمند میشود، اما وریندا ابتدا حاضر نیست رابطهای را شروع کند. وقتی دلیل شخصی و پزشکی او روشن میشود، کریشنا میگوید آن مسئله نظرش را درباره ازدواج تغییر نمیدهد. مانع بزرگتر خانواده اوست؛ بهویژه مادری که درباره سنت، ازدواج و ادامه نسل دیدگاههای مشخصی دارد. کریشنا برای گرفتن رضایت خانواده به دروغ و نقشهای متوسل میشود و موفق میشود ازدواج را پیش ببرد، اما همان راهحل موقت بعداً زندگی مشترک را به دردسر میاندازد. وریندا نیز وقتی حقیقت را میفهمد باید تصمیم بگیرد آیا میتواند به همسری که با نیت خوب اما روش اشتباه عمل کرده اعتماد کند. فیلم یک کمدی عاشقانه خانوادگی است که برخورد نسلها و تفاوت میان صداقت با نیت خیر را بررسی میکند. مسئله اصلی پس از عاشق شدن شروع میشود: چطور دو نفر میتوانند میان خواسته خود و فشار خانواده تعادل بسازند.