دو خواهر کرهای که سالها رابطهای پیچیده و پر از رقابت داشتهاند، پس از حادثهای خانوادگی دوباره مجبور میشوند زیر یک سقف یا در یک موقعیت مشترک کنار هم قرار بگیرند. خواهر بزرگتر سالها نقش مسئول و قابلاعتماد خانواده را داشته، در حالی که خواهر دوم بیشتر به عنوان فردی دردسرساز یا نادیدهگرفتهشده شناخته شده است. بازگشت یک راز قدیمی درباره والدین، میراث یا رابطه عاطفی گذشته باعث میشود تصویر هر دو از خانواده تغییر کند. اختلافها در ابتدا حول پول و تصمیمهای شخصی میچرخند، اما خیلی زود روشن میشود ریشه دشمنی به سالهایی برمیگردد که هرکدام تصور میکرد دیگری بیشتر دیده یا حمایت شده است. حضور فردی از گذشته و اتفاقی تازه، آنها را مجبور میکند به جای روایتهای جداگانه با حقیقت مشترک روبهرو شوند. خواهر دوم باید تصمیم بگیرد آیا همچنان نقش فرد طردشده را ادامه دهد یا برای نخستین بار چیزی را که واقعاً میخواهد مستقیم بیان کند. داستان بیشتر از رقابت ساده خواهرانه، درباره زخمی است که وقتی سالها دربارهاش حرف زده نشود میتواند تمام رابطه بزرگسالی را شکل دهد.