مایکل اَتوود و گروهی از مجرمان حرفهای که بعضی اعضایش پلیسهای فاسدند، برای مافیای روسی در آتلانتا عملیات انجام میدهند. ایرینا ولاسلوف آنها را تحت فشار میگذارد تا آخرین سرقت بسیار خطرناکی را اجرا کنند و در مقابل آزادی یکی از نزدیکان مایکل را وعده میدهد. هدف بهشدت محافظت شده است و گروه میداند برای رسیدن به آن به چند دقیقه زمان بدون حضور گسترده پلیس نیاز دارد. مارکوس بلمونت، یکی از افسران فاسد، پیشنهاد میکند کد «۹۹۹» را اجرا کنند؛ یعنی یک مأمور پلیس را بکشند تا تمام نیروهای شهر به صحنه قتل کشیده شوند. شریک تازه مارکوس، کریس آلن، بدون اینکه بداند در مرکز نقشه قرار میگیرد. همزمان کارآگاه جفری آلن، عموی کریس، درباره سرقتهای قبلی تحقیق میکند و به ارتباطهایی داخل اداره مشکوک میشود. گروه باید میان اجرای مأموریت و حفظ راز خودش تعادل برقرار کند، در حالی که تصمیم برای قربانی کردن یک پلیس اختلافهای پنهان میان اعضا را به سطح میآورد.