لیزا با نام مستعار کالی پس از فهمیدن اینکه شوهرش در ریو برای پنهان کردن رسوایی فساد کشته شده، به برزیل میرود. او که آموزش نیروهای ویژه دیده، برای پیدا کردن حقیقت با کسانی که پشت قتل بودهاند مقابله میکند. در «Kali»، ابهام موجود در اطلاعات اولیه با حفظ ابهامهای مهم مطرح میشود و همین انتخاب توجه را روی مسئلهای نگه میدارد که داستان را آغاز کرده است. در ادامه «Kali»، نیاز به اعتماد فاصله میان تصور اولیه و واقعیت را نشان میدهند، و مسیر اثر را منسجم نگه میدارند. روایت «Kali» از رابطه میان اعتماد و ترس و مسئولیتهای شخصی برای پیش بردن قصه استفاده میکند؛ این ترکیب باعث میشود حادثه اصلی پیوند خود را با زندگی روزمره حفظ کند. به این ترتیب «Kali» با پرهیز از لو دادن نقطه پایانی پیش میرود و تنش را از دل موقعیت واقعی بالا میبرند، و رابطه میان موقعیت و شخصیت را حفظ میکنند.