چین فِنگ، جوانی با استعداد استدلال بالا که در آزمون آکادمی پلیس موفق نشده، برای تعطیلات به بانکوک فرستاده میشود تا مدتی کنار خویشاوندش تانگ رِن باشد. تانگ خودش را کارآگاهی موفق معرفی میکند، اما بیشتر وقتش صرف پروندههای کوچک و دردسرهای شخصی میشود. وقتی یک قتل پیچیده با سرقت مقدار زیادی طلا همزمان رخ میدهد، شواهد به شکلی مستقیم تانگ را متهم اصلی نشان میدهند. او و چین فنگ از دست پلیس فرار میکنند و همزمان خودشان دنبال قاتل واقعی میگردند. چین فنگ از حافظه دقیق و توانایی تحلیل صحنه جرم استفاده میکند و تانگ شناخت خوبی از محله چینیها و آدمهایش دارد. سرنخها آنها را میان سارقان طلا، پلیسهای رقیب و خانواده قربانی جابهجا میکنند. هرچه بیشتر تحقیق میکنند، روشن میشود قتل و سرقت الزاماً توسط یک نفر طراحی نشدهاند و کسی از آشفتگی پرونده برای پنهان کردن انگیزه اصلی استفاده کرده است.