پانکاج باتی، میلیاردر هندیتبار و غول مخابرات، در بوداپست به قتل میرسد و در ابتدا احتمال یک حمله با انگیزه نفرت مطرح میشود. کارآگاه شردیل، مأموری باهوش، شوخطبع و غیرمتعارف، همراه ناتاشا وارد پرونده میشود و خیلی زود میبیند تقریباً هر عضو خانواده یا حلقه تجاری قربانی چیزی برای پنهان کردن دارد. وصیت، پول، رقابت شرکت و روابط خانوادگی انگیزههای مختلفی ایجاد میکنند و شردیل باید از میان روایتهای متناقض مسیر واقعی را پیدا کند. افرادی مانند بودی ماما، راجشوری، شانتی و انگاد هرکدام رابطهای متفاوت با پانکاج داشتهاند و ظاهر محترم خانواده با پیشرفت تحقیق ترک برمیدارد. «Detective Sherdil» معمای قتل را با کمدی شخصیت اصلی ترکیب میکند و از فضای بوداپست برای داستانی کلاسیک درباره مجموعهای از مظنونان استفاده میکند. شردیل به جای تکیه بر نمایش فنی، بیشتر رفتار و تناقض حرفها را دنبال میکند. سؤال اصلی این نیست که چه کسی از مرگ میلیاردر سود میبرد، چون تقریباً چند نفر پاسخ مثبت دارند؛ او باید بفهمد چه کسی واقعاً فرصت و نقشه اجرای قتل را داشته است.