«یک مرد» معمایی انسانی درباره هویت، سوگ و گذشتهای پنهان است. ریه پس از مرگ ناگهانی همسرش دایسوکه، با حقیقتی عجیب روبهرو میشود: مردی که سالها با او زندگی کرده و پدر خانوادهاش بوده، ظاهراً همان کسی نیست که ادعا میکرد. او از کیدو، وکیلی که پیشتر پروندهاش را بر عهده داشته، میخواهد درباره هویت واقعی همسر فقیدش تحقیق کند. جستوجوی کیدو از یک بررسی حقوقی ساده فراتر میرود و او را به شبکهای از نامها، گذشتههای عوضشده و آدمهایی میرساند که هرکدام دلیلی برای فرار از هویت قبلی خود داشتهاند. در کنار معمای مرکزی، فیلم به این پرسش میپردازد که انسان را نام و گذشتهاش تعریف میکند یا زندگیای که برای خود ساخته است. فضای آرام و اندوهگین اثر، رابطه میان عشق، حقیقت، تبعیض و حق داشتن فرصتی دوباره را بدون تبدیل شدن به یک معمای صرفاً پلیسی بررسی میکند. همین تحقیق، زندگی شخصی خود کیدو را نیز وادار میکند از زاویهای تازه به تعلق، خانواده و قضاوت دیگران نگاه کند.