در «ژاندارم به گردش میرود»، لودویک کروشو و همکاران قدیمیاش پس از سالها خدمت ناچار به بازنشستگی میشوند. برای کروشو، زندگی آرام و بدون یونیفرم به هیچوجه جای هیجان پاسگاه سنتروپه را نمیگیرد و دوستانش نیز کمکم احساس میکنند هنوز برای کنار گذاشتن نقش پلیسی آماده نیستند. وقتی فوگاس، یکی از اعضای گروه، دچار فراموشی کامل میشود، همکاران سابق تصمیم میگیرند او را از بیمارستان بیرون ببرند و با بازگرداندنش به مکانها و موقعیتهای آشنای گذشته حافظهاش را تحریک کنند. همین مأموریت غیررسمی دوباره آنها را وارد زنجیرهای از دردسرها، سوءتفاهمها و دخالت در کار مأموران جدید میکند. کمدی فیلم بر تضاد میان عنوان «بازنشسته» و رفتار مردانی بنا شده که هنوز خود را حافظ نظم میدانند. حضور لویی دوفونس نیز انرژی عصبی و شتابزده همیشگی شخصیت کروشو را به موتور اصلی موقعیتهای کمیک تبدیل میکند. بازگشت گروه به خیابانها نوعی نوستالژی برای قسمتهای قبلی مجموعه نیز ایجاد میکند و رفاقت قدیمی آنها را دوباره در مرکز داستان میگذارد.