سی و پدرش دیمون برای استخراج سنگهای ارزشمند به قمر دورافتادهای سفر میکنند؛ محیطی جنگلی که هوا سمی است و هر خروج از پناهگاه به تجهیزات ویژه نیاز دارد. آنها امید دارند با پیدا کردن ذخیرهای کمیاب پول کافی برای تغییر زندگیشان به دست آورند، اما برخورد با دو معدنچی دیگر معامله را به خشونت میکشاند. «Prospect» پس از این نقطه، دختر نوجوان را مجبور میکند با ازرا، مردی که نمیتواند به او اعتماد کامل داشته باشد، همکاری کند. هر دو برای زنده ماندن به مهارت و منابع دیگری نیاز دارند و فضای بیگانه اجازه قهرمانبازی ساده نمیدهد. فناوری در فیلم فرسوده و کاربردی است؛ لباسها، فیلتر هوا و ابزار استخراج همیشه میتوانند خراب شوند و همین جزئیات حس بقا را واقعیتر میکند. در پس ماجرای علمیتخیلی، داستان شبیه یک وسترن درباره طمع، معامله و اتحاد اجباری است. سی باید خیلی سریع از وابستگی به پدر فاصله بگیرد و یاد بگیرد در جهانی که همه دنبال سود خود هستند، چه زمانی مذاکره و چه زمانی مقاومت کند.