شونسوکه کاواکامی پس از یک شب کاری در حال بازگشت به خانه است که به درون چالهای عمیق در یک کارگاه ساختمانی سقوط میکند. تلفن همراهش هنوز کار میکند، اما موقعیت دقیقش مشخص نیست و تلاش برای تماس با پلیس یا دوستان نتیجهای نمیدهد. او در شبکههای اجتماعی حسابی ناشناس میسازد و از کاربران اینترنت کمک میخواهد تا بر اساس تصاویر و سرنخهای محیط محل چاله را پیدا کنند. در ابتدا درخواستش مانند یک ماجرای عجیب آنلاین توجه زیادی جلب میکند، اما هرچه کاربران بیشتر درباره زندگی او تحقیق میکنند اطلاعات شخصی و رازهایی از گذشتهاش نیز آشکار میشود. شونسوکه که فقط میخواست نجات پیدا کند، متوجه میشود جمعیتی که میتواند محلش را پیدا کند همزمان میتواند هویتش را نیز زیرورو کند. در عمق چاله خطر آب، جراحت و فرو ریختن دیوارهها بیشتر میشود و زمان محدود است. او باید میان گفتن حقیقت بیشتر برای دریافت کمک و پنهان کردن گذشتهای که نمیخواهد عمومی شود انتخاب کند.