پس از ترور یک مقام بلندپایه در واشینگتن، مأموری وارد پروندهای میشود که به شبکهای سیاسی و نظامی مرتبط است. هر سرنخ او را به لایهای تازه از توطئه میبرد و اعتماد به افراد داخل دولت دشوارتر میشود. محیط داستان، به انتخابها وزن بیشتری میدهد و چنین فضایی تنش را بدون افشای پایان حفظ میکند. هرچه زمان میگذرد، راههای ساده کمتر میشوند و گروه برای ادامه راه باید از یکدیگر کمک بگیرند. در لایه شخصی داستان، مسئولیت فردی پررنگ میشود و این انتخاب روایی در انتخابهای دشوار خودش را نشان میدهد. روایت در این میان، روی واکنشهای کوچک مکث میکند بهگونهای که بهتر دیده شود چرا یک تصمیم کوچک مسیر بعدی را عوض میکند. با حفظ نتیجه اصلی برای پایان، انتخابها از حادثهها مهمتر میشوند؛ بنابراین «توطئه کاپیتول» روی تجربه شخصیتها تکیه داشته باشد. با پیش رفتن ماجرا، هدف اولیه معنای تازهای پیدا میکند تا هرکدام مجبور شوند میان اعتماد و احتیاط تعادل پیدا کنند.