«The Old Man and the Sea» اقتباسی از رمان ارنست همینگوی درباره سانتیاگو، ماهیگیر سالخورده کوبایی، است که پس از هفتهها ناکامی هنوز حاضر نیست دریا را رها کند. پسربچهای به نام مانولین به او علاقه و احترام زیادی دارد، اما خانواده پسر به دلیل بدشانسی طولانی سانتیاگو اجازه نمیدهند همراهش ماهیگیری کند. پیرمرد یک روز تنها با قایق کوچک خود دورتر از همیشه میرود و سرانجام ماهی مارلین عظیمی به قلابش میافتد. مبارزه میان آن دو ساعتها و روزها ادامه پیدا میکند و سانتیاگو با درد دستها، خستگی و کمبود غذا روبهرو میشود. او ماهی را دشمنی ساده نمیبیند؛ زیبایی و قدرتش را تحسین میکند و همین احترام نبرد را پیچیدهتر میسازد. بخش عمده فیلم بر تنهایی انسان در برابر طبیعت و گفتوگوی درونی پیرمرد تکیه دارد. «The Old Man and the Sea» درباره پیروزی به معنای معمول نیست؛ ارزش اصلی در ادامه دادن تلاش زمانی است که نتیجه تضمینشده نیست. دریا هم منبع زندگی سانتیاگوست و هم نیرویی که محدودیتهای بدن و اراده او را آشکار میکند.