Hornclaw قاتل سالخورده همه چیز را دیده است، اما او هرگز انتظار نداشت که مربی یک تازه کار بی پروا مانند گاوبازی باشد. همانطور که پیوند بعید آنها عمیق تر می شود، شکاف هایی در دنیای امواتی که با هم حرکت می کنند ایجاد می شود. وقتی هورنکلاو متوجه می شود که کسی می خواهد او را بمیرد، وارد یک بازی مرگبار فریب می شود. با نزدیک شدن دشمنان و اعتماد به کمبود، بقا به معنای تیز ماندن است - هم تیغ و هم ذهن.