جی دبلیو در حال گذراندن دوران سختی در زندان است و در تلاش برای بازگشت به مسیر صادقانه است. بارقههای امیدی در زندگی او وجود دارد - برخی از سرمایهگذاران خطرپذیر به نرمافزار تجاری جدیدی که او توسعه داده است علاقهمند هستند و در حالی که پشت میلههای زندان با یک دشمن قدیمی صلح کرده است. همه اینها ثابت می کند که یک توهم است. در مرخصی از زندان، و در تماس با گروه سابق خود، جی دبلیو متوجه میشود که وقتی در کفش یک جنایتکار راه رفتید، دیگر راه برگشتی وجود نخواهد داشت.