جو ایلهیون، کارگزار تازهکار بورس در سئول، با رؤیای ثروتمند شدن وارد شرکت سرمایهگذاری میشود اما بدون مشتری و ارتباط مناسب تقریباً هیچ معامله سودآوری ندارد. فشار محیط رقابتی و مقایسه با همکارانی که درآمد بالایی دارند باعث میشود پیشنهاد غیرعادی مردی ناشناس معروف به «تیکت» برایش جذاب شود. تیکت اطلاعات و دستور معاملات بزرگی را در اختیار ایلهیون میگذارد و در مقابل سهمی از سود میگیرد. نخستین عملیات پول زیادی نصیب جوان میکند و سبک زندگی او به سرعت تغییر میکند، اما معاملات به شکل غیرعادی بازار را جابهجا میکنند و توجه هان جیچول، بازرس سازمان نظارت مالی، را جلب میکنند. ایلهیون میداند پولش از روش سالم به دست نیامده، با این حال خروج از شبکه تیکت به سادگی قطع همکاری نیست. هر معامله تازه او را به طرحهایی نزدیکتر میکند که میتوانند سرمایهگذاران دیگر را نابود کنند. کارگزار جوان باید تصمیم بگیرد ثروتی که همیشه میخواست تا چه اندازه ارزش خطر زندان و تبدیل شدن به ابزار فردی را دارد که بازار را مانند بازی شخصی کنترل میکند.