«پنجره عقبی» نسخه تلویزیونی سال ۱۹۹۸ از ایده مشهور کورنل وولریچ است و زندگی جیسون کمپ، معمار موفقی را دنبال میکند که پس از یک سانحه شدید، از گردن به پایین فلج شده و دوران بازتوانی را در آپارتمانش میگذراند. محدودیت حرکتی باعث میشود او زمان زیادی را کنار پنجره سپری کند و رفتوآمد همسایههای ساختمان روبهرو را تماشا کند. آنچه ابتدا راهی برای فرار از یکنواختی است، زمانی جدی میشود که جیسون رفتارهای مشکوکی میبیند و گمان میکند یکی از همسایهها مرتکب قتل شده است. او برای اثبات سوءظن خود به کلودیا، همکار و دوست نزدیکش، و همچنین ابزارهای فناوری و امکانات خانه متکی میشود. پلیس در ابتدا دلایل او را کافی نمیداند و همین موضوع جیسون را وادار میکند با وجود آسیبپذیری جسمی، بیشتر تحقیق کند. فیلم تعلیق را از فاصله میان دیدن و دانستن میسازد؛ جیسون چیزهای زیادی میبیند، اما برای تبدیل آنها به حقیقت قابل اثبات باید خطر کند.