ویکی، زن جوانی که توانایی بویایی بسیار قوی و غیرعادی دارد، همراه همسرش جیمی و دختر کوچکشان در شهری کوهستانی در فرانسه زندگی میکند. او میتواند رایحه افراد و اشیا را جمع کند و از طریق آنها خاطرات و احساسات گذشته را تجربه کند. زمانی که جولیا، خواهر جیمی، پس از سالها به خانه برمیگردد، ویکی با بوی او تصاویری از گذشته خانواده میبیند که هیچکس دربارهشان حرف نزده است. خاطرات نشان میدهند رابطه میان بزرگسالان پیش از تولد ویکی پیچیدهتر از چیزی بوده که تصور میکرد. هر بار که دختر رایحهای تازه را بررسی میکند، بخشی از تاریخ عاطفی مادر، پدر و عمهاش آشکار میشود و تنشهای قدیمی دوباره زنده میشوند. ویکی هنوز کودک است و تمام معنای آنچه میبیند را نمیفهمد، اما تواناییاش اجازه نمیدهد بزرگسالان گذشته را به سادگی پنهان کنند. خانواده باید با عشقها، حسادتها و تصمیمهایی روبهرو شود که هنوز بر زندگی امروزشان اثر دارند.