راوی، پلیس جوان، به پاسگاه کوتا بومالی میپیوندد و زیر نظر راماکریشنا، همکار قدیمی پدر مرحومش، کار را آغاز میکند. او همراه راماکریشنا و کوماری پس از یک مراسم درگیر حادثه رانندگیای میشود که به مرگ مردی مرتبط با یک گروه اجتماعی مهم در آستانه انتخابات میاندورهای میانجامد. مقامهای سیاسی نگراناند پرونده نتیجه انتخابات را تغییر دهد و خیلی زود سه مأمور متوجه میشوند قرار است به عنوان مقصر معرفی شوند. کسانی که باید از آنها حمایت کنند، برای حفظ منافع سیاسی آمادهاند روایت حادثه را تغییر دهند. سه پلیس مجبور میشوند فرار کنند، در حالی که گروهی به فرماندهی یک افسر ارشد مأمور دستگیریشان شده است. راماکریشنا که سالها سازوکار دستگاه را از نزدیک دیده، میداند فقط فرار کافی نیست و آنها باید مدرکی پیدا کنند که ثابت کند چگونه سیاست، پلیس را برای ساختن یک روایت مناسب تحت فشار قرار داده است.