دنی فینگان، سرباز بریتانیایی، در جریان عقبنشینی نیروهای متفقین به سمت دانکرک از واحدش جدا میشود و در پشت خطوط آلمان گرفتار میشود. همزمان گروهی از اسیران بریتانیایی توسط سربازان دشمن منتقل میشوند و یکی از فرماندهان مقاومت محلی فرصتی برای فرار آنها میبیند. دنی تلاش میکند به ساحل برسد، اما در مسیر وارد عملیات نجاتی میشود که سرعت حرکتش را کاهش میدهد. نیروهای آلمانی منطقه را جستوجو میکنند و زمان برای رسیدن به آخرین کشتیها محدود است. سربازان فراری باید از روستاها، مزارع و جادههایی عبور کنند که هرکدام ممکن است تحت کنترل دشمن باشند. اختلاف میان کسانی که میخواهند مستقیم به دانکرک بروند و کسانی که حاضر نیستند زخمیها یا غیرنظامیان را رها کنند، تصمیمگیری را دشوار میکند. عقبنشینی بزرگ در پسزمینه جریان دارد، اما برای این گروه کوچک جنگ به مسئلهای ساده و فوری تبدیل شده است: آیا میتوانند پیش از بسته شدن کامل مسیر ساحل به نیروهای خودی برسند؟