پس از بازگشت دنیل لاروسو و آقای میاگی از اوکیناوا، آنها تصمیم میگیرند زندگی آرامتری بسازند و یک فروشگاه بونسای راه بیندازند. اما جان کریس که پس از شکست کبرا کای اعتبارش را از دست داده، برای انتقام سراغ دوست قدیمی و ثروتمندش تری سیلور میرود. سیلور با نقشهای حسابشده میخواهد دنیل را از میاگی دور کند و او را دوباره وارد مسابقات آلولی کند. برای اجرای این نقشه، مبارزی تهاجمی به نام مایک بارنز به میدان میآید و فشار روانی و فیزیکی بر دنیل افزایش مییابد. دنیل که میان ترس، خشم و اعتماد به استادش گرفتار شده، مدتی فریب آموزشهای سیلور را میخورد و از اصولی که میاگی به او یاد داده فاصله میگیرد. «بچه کاراته قسمت سوم» بیش از یک مسابقه پایانی، درباره آزمون رابطه استاد و شاگرد و مقاومت در برابر خشونتی است که در ظاهر شبیه قدرت معرفی میشود. فشار بیرونی این بار مستقیمتر از گذشته بر قضاوت دنیل اثر میگذارد.