مایکل کینگلی، تاجری سالخورده و موفق، زمانی که شرکت خانوادگیاش درگیر تصمیمی میشود که میتواند به محیط طبیعی جنوب استرالیا آسیب بزند، خاطرات کودکی خود را برای نوهاش تعریف میکند. او در کودکی همراه پدر گوشهگیرش در ساحلی دورافتاده زندگی میکرد و پس از پیدا کردن چند جوجه پلیکان یتیم، مسئولیت بزرگ کردن آنها را به عهده گرفت. یکی از پرندگان که «آقای پرسیوال» نام میگیرد، به نزدیکترین همراه او تبدیل میشود. مایکل همچنین با فینگربون بیل، مردی بومی که شناخت عمیقی از طبیعت منطقه دارد، دوست میشود و از او درباره احترام به زمین و جانوران میآموزد. بازگشت به این خاطرات باعث میشود مایکل دوباره به انتخابهای امروز خود نگاه کند و ارتباط میان تجربه دوران کودکی، حفاظت از طبیعت و مسئولیتی را که اکنون در برابر نسل بعد دارد بهتر درک کند.