بیگر توماس، جوان سیاهپوستی از خانوادهای کمدرآمد در شیکاگو، شغلی به عنوان راننده خانواده ثروتمند دالتون پیدا میکند. ورود به خانهای سفیدپوست و مرفه او را با محیطی روبهرو میکند که از زندگی خودش بسیار دور است. مری، دختر خانواده، و دوست سیاسیاش جَن تلاش میکنند با بیگر دوستانه رفتار کنند، اما رفتارشان همیشه تفاوت طبقاتی و نژادی میان آنها را از بین نمیبرد. یک شب پس از بازگرداندن مری به خانه، اتفاقی ناخواسته رخ میدهد که بیگر از ترس پیامدهایش تلاش میکند آن را پنهان کند. تصمیمهای بعدی او بحران را بزرگتر میکنند و پلیس و رسانهها به سرعت وارد پرونده میشوند. بیگر میان ترس، خشم و احساس اینکه جامعه پیشاپیش درباره او قضاوت کرده گرفتار میشود. فیلم با قرار دادن داستان در شیکاگوی معاصر، نشان میدهد چگونه فقر، نژاد و قدرت بر انتخابهای فردی اثر میگذارند و چگونه یک لحظه وحشت میتواند تمام زندگی جوانی را به مسیری غیرقابل بازگشت بکشاند.