پیتر، مردی که در مزرعهای دورافتاده زندگی میکند، پس از تولد پسرش احساس میکند اتفاقی غیرعادی در خانه جریان دارد. کودک رفتارهایی دارد که والدین نمیتوانند توضیح دهند و حضورش با رویدادهایی ترسناک در اطراف مزرعه همزمان میشود. پیتر به تدریج به این باور میرسد که چیزی در گذشته خانواده یا زمین به پسرش پیوند خورده است. همسرش ابتدا نگرانی او را ناشی از فشار پدر شدن میداند، اما نشانهها آشکارتر میشوند و امنیت خانواده را تهدید میکنند. جستوجو درباره تاریخ منطقه، داستانهایی درباره کودکان، آیینها و نیرویی قدیمی را آشکار میکند. پیتر باید میان محافظت از پسر و ترس از چیزی که ممکن است از طریق او وارد زندگیشان شده باشد تعادل پیدا کند. هرچه تلاش میکند کودک را از محیط دور کند، اتفاقها نشان میدهند مشکل فقط به خانه محدود نیست. پدری که باید منبع امنیت باشد ناچار میشود با این احتمال روبهرو شود که بزرگترین تهدید خانواده ممکن است به همان کسی مرتبط باشد که بیش از همه میخواهد نجاتش دهد.