فضانوردان برای یافتن سیارهای قابلزیست به مأموریتی دوردست فرستاده میشوند، اما پس از رسیدن با پدیدهای ناشناخته و تهدیدی روبهرو میشوند که هدف پروژه جمینی را زیر سؤال میبرد. بقا و تصمیمهای علمی در فضای بسته مأموریت اهمیت پیدا میکند. در ادامه، انتخابها دشوارتر میشوند بهطوری که شخصیت مرکزی باید روش قبلی خود را تغییر دهند. شرایط بیرونی داستان، واکنشها را تحت تأثیر قرار میدهد و همین شرایط فرصت اشتباه را کمتر میکند. در میان همه این رخدادها، وفاداری به آزمون گذاشته میشود و همین لایه با تصمیمهای اصلی گره میخورد. روایت در لحظات آرامتر، روی واکنشهای کوچک مکث میکند و در نتیجه میتوان دید چگونه مسئولیت همیشه با قدرت همراه است. در بخش عمده روایت، انتخابها از حادثهها مهمتر میشوند؛ به واسطه همین مسیر «پروژه جمینی» ماجرا را به رابطه و انتخاب پیوند بزند. در لایه شخصی داستان، دوستی نقش تعیینکننده پیدا میکند و این جنبه به موتور بخشی از روایت تبدیل میشود.