فیلم سینمایی «The X-Files» مولدر و اسکالی را پس از بسته شدن پروندههای ایکس وارد تحقیق درباره انفجار یک ساختمان و توطئهای وسیع میکند. سرنخها آنها را به ویروسی ناشناخته و شبکهای میرساند که سالها اطلاعات را پنهان کرده است. بخش قابلتوجهی از قصه، گذشته شخصیتها دوباره مطرح میشود که در ادامه دلیل بعضی تعارضها را روشن میکند. زمان و مکان روایت، به بخشی از مسئله تبدیل میشود و چنین محدودیتی احساس خطر را به رابطهها پیوند میدهد. در بخشهای بعدی، راههای ساده کمتر میشوند تا تصمیمگیری تنها راه پیش رفتن باشد میان خواسته شخصی و جمعی انتخاب کنند. روایت با حفظ تمرکز، فضای اطراف را مهم نگه میدارد و از این راه مشخص میشود چگونه مسئولیت همیشه با قدرت همراه است. بدون آشکار کردن سرنوشت نهایی، فشار موقعیت کم نمیشود؛ بنابراین «X-Files» روی تجربه شخصیتها تکیه داشته باشد. همزمان با تغییر شرایط، هدف اولیه معنای تازهای پیدا میکند به همین دلیل آدمها مجبور میشوند میان خواسته شخصی و جمعی انتخاب کنند.