«The Babysitter: Killer Queen» دو سال پس از اتفاقات فیلم نخست، کول را دنبال میکند؛ نوجوانی که هنوز از تجربه آن شب خونین رها نشده، اما اطرافیانش داستانش درباره فرقه شیطانی را باور نمیکنند. او در مدرسه منزوی شده و خانوادهاش تصور میکنند مشکل اصلی در ذهن اوست. کول برای فرار از فشار همراه دوستان به یک مهمانی کنار دریاچه میرود، اما خیلی زود نشانههایی از گذشته بازمیگردند و دشمنانی که تصور میکرد از آنها خلاص شده دوباره ظاهر میشوند. در این میان، فیبی، دانشآموز تازهوارد، ناخواسته وارد ماجرا میشود و به یکی از معدود افرادی تبدیل میشود که میتواند واقعیت خطر را ببیند. فیلم همان ترکیب کمدی سیاه، اسلشر و خشونت اغراقشده قسمت اول را ادامه میدهد و مرگها را با شوخی و ریتم سریع همراه میکند. محور عاطفی داستان همچنان بر تلاش کول برای اثبات اینکه تجربهاش واقعی بوده و پیدا کردن کسی است که حرفش را باور کند، در حالی که دوباره باید برای زنده ماندن بجنگد.