خانم ایزابل آرچر از به چالش کشیدن هنجارهای اجتماعی هراسی ندارد. تحت تأثیر روحیه آزاد او، پسر عموی مهربانش او را در وصیت نامه پدر بیمارش می نویسد. ایزابل که ناگهان ثروتمند و مستقل است، وارد دنیا می شود و در طول مسیر با یک روشنفکر بدبین دوست می شود و با یک علاقه مندان به هنر عاشقانه است. با این حال، وقتی متوجه می شود که پولش تا چه حد به روابطش رنگ می دهد، مزیت ثروت او زیر سوال می رود.