جرج مالی، مکانیک آرام یک شهر کوچک، در شب تولدش نور عجیبی در آسمان میبیند و پس از آن تواناییهای ذهنی فوقالعادهای پیدا میکند. حافظه، قدرت یادگیری و حتی تواناییهای غیرعادی او بهسرعت افزایش مییابد، اما واکنش جامعه ترکیبی از شگفتی، ترس و سوءظن است. جرج در حالی که سعی میکند از استعداد تازهاش برای کمک به دیگران استفاده کند، به لِیس نزدیک میشود و باید بفهمد منشأ این تغییر چیست. در «Phenomenon»، تعارض مرکزی فقط بیرونی نیست؛ «پدیده 1996» نشان میدهد فشار ماجرا چگونه مناسبات و نگاه کاراکترها را عوض میکند. مسیر «پدیده 1996» بدون لو دادن نتیجه پیش میرود و «Phenomenon» نقطههای عطف را از دل واکنش کاراکترها به چالش مرکزی میسازد. در «پدیده 1996»، جزئیات تازه از دل همان مسئله اصلی بیرون میآیند و «Phenomenon» از حاشیهروی یا توضیحهای بیرون از داستان دور میماند. هسته «Phenomenon» روی علت و نتیجه گزینشهاست؛ «پدیده 1996» اجازه میدهد مخاطب جهان و تنش مرکزی را بشناسد بیآنکه بخش پایانی از پیش نمایان شود.