«پدر آن دیگری» درباره شهاب، پسربچهای است که تا سالهای ابتدایی کودکی حرف نمیزند و همین موضوع او را در خانواده به کودکی «متفاوت» تبدیل میکند. بزرگترها رفتار او را به شکلهای گوناگون تفسیر میکنند؛ برخی نگراناند، بعضی او را مقصر مشکلات میدانند و مقایسه با دیگر بچهها فشار بیشتری بر او میگذارد. شهاب با اینکه نمیتواند خواستهها و احساساتش را مثل دیگران بیان کند، محیط را دقیق میبیند و واکنشهای خانواده را میفهمد. رابطه او با مادر و مادربزرگ و نیز نگاه پدر به وضعیتش در مرکز درام خانوادگی قرار میگیرد. فیلم بهجای ساختن معمای پزشکی، روی اثر قضاوت و کمبود ارتباط تمرکز میکند: وقتی کودکی صدای شنیدهشدهای ندارد، دیگران آسان داستان او را بهجای خودش تعریف میکنند. «پدر آن دیگری» از زاویه شهاب نشان میدهد سکوت الزاماً به معنی نداشتن فکر یا احساس نیست و رفتارهای عجیب میتوانند پاسخ به فضایی باشند که کودک در آن امنیت کافی احساس نمیکند. مسیر داستان با تغییر رابطه اعضای خانواده پیش میرود و پرسش اصلی این است که آیا آنها پیش از انتظار تغییر از شهاب، میتوانند شیوه برخورد خودشان را تغییر دهند.