در مارس ۱۹۱۸ و در روزهای پایانی جنگ جهانی اول، گروهی از سربازان بریتانیایی در سنگرهای نزدیک سنکانتن فرانسه منتظر حملهای بزرگ از سوی ارتش آلمان هستند. فرمانده گروه، کاپیتان استنهوپ، سالها حضور در جبهه را با فشار روانی و وابستگی به الکل تحمل کرده و تلاش میکند ظاهر یک افسر مسلط را حفظ کند. ورود افسر جوانی به نام رالی شرایط را شخصیتر میکند؛ رالی او را از دوران مدرسه میشناسد و با تصویری قهرمانانه از استنهوپ وارد جنگ شده است. در فضای بسته سنگر، افسران و سربازان میان شوخیهای روزمره، ترس و وظیفه منتظر زمانی هستند که شاید فرصت بازگشت نداشته باشند. «پایان سفر» اقتباسی از نمایشنامه آر. سی. شریفی است و به جای نمایش گسترده میدان نبرد، روی انتظار فرساینده، فشار فرماندهی و فاصله میان تصور جوانانه از جنگ و واقعیت سنگر تمرکز میکند. این انتظار طولانی، خود به یکی از سنگینترین شکلهای نبرد برای شخصیتها تبدیل میشود.