سال ۱۹۸۹ و همزمان با افزایش تنش سیاسی در پاناما، جیمز بکر، تفنگدار دریایی سابق، مأمور میشود برای انجام یک معامله مخفیانه تسلیحاتی به این کشور برود. استارک، مأمور سیا، او را وارد عملیاتی میکند که در ظاهر مأموریتی محدود است اما خیلی زود با منافع نظامی، تجاری و سیاسی گره میخورد. بکر باید با واسطهها و فروشندگان اسلحهای مذاکره کند که هر کدام انگیزه و ارتباطات پنهان خود را دارند، در حالی که احتمال مداخله نظامی آمریکا هر روز بیشتر میشود. او در کشوری ناآرام متوجه میشود اطلاعاتی که درباره مأموریت دریافت کرده کامل نیست و کسانی که او را فرستادهاند نیز همه چیز را آشکار نکردهاند. هرچه معامله جلوتر میرود، مرز میان وظیفه، منافع شخصی و بازی قدرت مبهمتر میشود و بکر باید تشخیص دهد چه کسی واقعاً کنترل عملیات را در دست دارد.