در اتحاد جماهیر شوروی دهه ۱۹۷۰، پالما، یک سگ ژرمن شپرد، پس از آنکه صاحبش بدون او سوار هواپیما میشود در فرودگاه ونوکوو مسکو باقی میماند. پالما هر روز به هواپیماهای تازهوارد نگاه میکند و منتظر بازگشت صاحبش میماند. در همین فرودگاه با کولیا، پسر نهسالهای که مادرش را از دست داده و حالا باید با پدری که سالها از او دور بوده زندگی کند، آشنا میشود. پدر کولیا خلبان است و رابطه میان آن دو هنوز شکل نگرفته، اما دوستی پسر با پالما به تدریج زندگی خانواده را تغییر میدهد. انتظار وفادارانه سگ و نیاز کولیا به ارتباط و امنیت، آنها را به یکدیگر نزدیک میکند. داستان با الهام از رویدادهای واقعی، دوستی کودک و سگی را دنبال میکند که هر دو در انتظار بازگشت و شکلگیری دوباره یک خانواده هستند.