در سال ۱۹۹۴، سونگ ناجونگ همراه خانوادهاش از ماسان به سئول نقل مکان میکند و والدینش خانهای را به پانسیون دانشجویان شهرستانی تبدیل میکنند. چند جوان از مناطق مختلف کره برای تحصیل در پایتخت در این خانه کنار هم زندگی میکنند و خیلی زود رابطهای شبیه خانواده شکل میگیرد. ناجونگ طرفدار پرشور بسکتبال است و در میان دوستانش با دو مرد رابطهای عاطفی پیچیده پیدا میکند: «سِرِگی»، دانشجوی پزشکی که از کودکی مانند برادر بزرگتر کنارش بوده، و چیلبونگ، بازیکن بااستعداد بیسبال. سریال از سالهای دانشجویی تا بزرگسالی شخصیتها حرکت میکند و هویت شوهر آینده ناجونگ را برای مدتی به شکل معما نگه میدارد. در کنار روابط عاشقانه، تغییرات فرهنگی دهه ۱۹۹۰، موسیقی، ورزش، فناوری و مهاجرت جوانان از شهرستان به سئول بخش مهم فضا هستند. هر عضو پانسیون با فشار تحصیل، خانواده و آینده شغلی روبهرو میشود و دوستیهایشان در دورهای شکل میگیرد که هنوز تلفن همراه و اینترنت زندگی روزانه را به شکل امروز تغییر ندادهاند.